محمد جواد مغنية ( مترجم : احمد مقدسى )

317

اين است وهابيت . . . ( هذي هي الوهابية ) ( فارسى )

و چيزى باقى نمانده كه با آمدن پيامبر ديگر و رسالت و شريعت بعدى ، آن جهت تكميل گردد چون در قرآن بيان و حل مشكلات بشرى به‌طور اجمال و يا تفصيل آمده است ، اين شريعت سهل و روان و اين دستور العمل ابدى بدون شك ، سعادت افراد را در صورت عملى شدن از هر نظر برآورده خواهد ساخت و بدون نياز به پيامبر جديد هر نسلى تعاليم آن‌را به نسل بعد مىرساند . هر حكمى كه پيامبر اسلام آورده و هر قانونى كه پيشنهاد كرده مربوط به وحى آسمانى است كه خدا به او نازل نموده است پس لازم است اين منشاء وحى يعنى خداى بزرگ را بشناسيم و به او ايمان و اعتقاد داشته باشيم راه‌هاى شناخت خداوند قرآن تفكر و تأمل را طريق شناخت خدا بيان مىكند و ايمان حقيقى به او را توحيد و يگانه دانستن او مىداند و كمال انسان را در پيروى از دستورات آسمانى و اجتناب از مخالفت آنها معرفى مىنمايد خدا مىخواهد انسان با وسيله‌اى كه او در شناخت پديده‌ها به آنها متوسل مىشود يعنى فكر و انديشه در آسمانها و زمين ، خدا و آفريدگارش را بشناسد و با مطالعه اسرار شگفت‌انگيز خلقت به‌وجود او پى ببرد : « إِنَّ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِلْمُؤْمِنِينَ » « 1 » يعنى : در آفرينش آسمانها و زمين نشانه‌هايى است براى اشخاص با ايمان ، و در آيه ديگر مىفرمايد : « هُوَ الَّذِي جَعَلَ

--> ( 1 ) . سورة جاثيه : 3 .